بسيجي
نواي نينوا داردبسيجي
صداي آشنا دارد بسيجي
درون جبهه ميبيني كه در سر
هواي كربلا دارد بسيجي
*
بسيجي ديده بيدار
عشق است
بسيجي پير ميدان دار
عشق است
اگر چه كوچك و كم
سن و سال است
وليكن در عمل سردار
عشق است
*
حسين اي درس آموز
شجاعت
بسيجي از تو
آموزد شهامت
به روي سينه وپشت
بسيجي
نوشته يا زيارت
يا شهادت
*
خوشا سيماي آن
دلدار ديدن
حضور حضرت مهدي(ع)
رسيدن
كنار يار درسنگر
نشستن
سلامي گفتن و
پاسخ شنيدن
*
ز مهدي(ع) چونكه
ياد آري بسيجي
به جاي اشگ خون
باري بسيجي
از آن مركب نشين
جبهه جنگ
حكايت ها به دل
داري بسيجي
*
شب حمله شب از
جان گذشتن
شب حمله شب ميثاق
بستن
خدا را ديدن خود
را نديدن
بت وابستگي ها را
شكستن
*
شب حمله شب ديدار
مهدي (ع) است
به سنگر سركشيدن
كار مهدي است
چراغ محفل سنگر
نشينان
فروغ روشن رخسار
مهدي (ع) است
*
شب حمله نشان از
يار دارد
دل عاشق در آن شب
كار دارد
ميان سنگرو دشت
وبيايان
بسيجي وعده ديدار
دارد
*
شب حمله شب ميثاق
ياران
كه مي بارد گلوله
همچو باران
بسيجي زير لب
گويد خدايا
نگهداري كن از
پير جماران
*
خداوندا به سوز
داغداران
به اخلاص وجهاد
پاسداران
به صديقان و
پاكان سحر خيز
به اشك ديده شب
زنده داران
*
خداوندا به صبر
دردمندان
به ايثار وجهاد
راد مردان
درون جبهه ها
رزمندگان را
خداوندا خودت
پيروز گردان
محمد جواد محدثي
فرانسيس فوكوياما
پژوهشگر و تاريخنگار ژاپنيالاصل تبعهي آمريكاست. وي با شخصيتي نيمه سياسي - نيمه
فلسفي داراي سابقهي كار در ادارهي امنيت آمريكا و نيز تحليلگر نظامي شركت «رند»
از شركتهاي وابسته به پنتاگون ميباشد.
جالب آنكه در سالهاي
پس از جنگ اين استاد و استراتژيست آمريكايي بعنوان جامعهشناسي هلندي با رواديد اين
كشور به ايران ميآيد و پس از 8 ماه اقامت در ايران نسخهاي براي عوامل استكبار در
ايران ميپيچد.
او سالهاي 70 الي
72 را سالهاي اندلسيزه كردن(ترويج فساد اخلاقي)، سالهاي 72 الي 74 را سالهاي ترويج
سكولاريسم، سالهاي 74 الي 76 را سالهاي واتيكانيزه كردن(عدم دخالت روحانيون در سياست)،
سالهاي 76 الي 78 را مقطع بالكانيزه كردن ايران يعني تكرار سرنوشت جمهوريهاي يوگوسلاوي
و شوروي براي ايرانيان بر ميشمرد. اين استراتژيست سالهاي 78 الي 80 را سالهاي شعار
اصلاحات، سالهاي 80 الي 82 را سالهاي حقوق بشر، سالهاي 82 الي 84 را زمان طرح شعار
ليبراليسم و سالهاي 84 الي 86 را زمان آمادگي براي نبرد نهايي ميداند. نبردي كه به
گفتهي فوكوياما در سال 2007 اتفاق ميافتد.
فوكوياما در كنفرانس
اورشاليم(واقع در فلسطين اشغالي) با عنوان «باز شناسي هويت شيعه» ميگويد: شيعه پرندهاي
است كه افق پروازش خيلي بالاتر از تيرهاي ماست. پرندهاي كه دو بال دارد: يك بال سبز
و يك بال سرخ، او بال سبز اين پرنده را مهدويت و عدالتخواهي و بال سرخ را شهادتطلبي
كه ريشه در كربلا دارد و شيعه را فنا ناپذير كرده معرفي ميكند. فوكوياما معتقد است
شيعه بعد سومي هم دارد كه اهميتش بسيار است و ميگويد: اين پرنده زرهي به عنوان ولايت
پذيري به تن دارد و قدرتش با شهادت دو چندان ميشود. شيعه عنصري است كه هر چه او را
از بين ببرند بيشتر ميشود. فوكوياما مهندسي معكوس را براي شيعه و مهندسي صحيحي را
براي خودشان تعريف ميكند و ميگويد: مهندسي معكوس شيعيان اين است كه ابتدا ولايت فقيه
را را خط بزنيد تا اين را خط نزنيد نميتوانيد به ساحت قدسي كربلا و مهدويت تجاوز كنيد.
براي پيروزي به يك ملت بايد ميل مردم را تغيير داد ابتدا ولايت فقيه را خط بزنيد در
گام بعد، شهادتطلبي به رفاهطلبي تغيير ميكند. اگر اين دو تا را خط زديد خود به خود
انديشههاي امام زماني از جامعهي شيعه رخت برميبندد. شما بياييد براي غرب هم يك
امام زمان و كربلا و وليفقيه بتراشيد. فوكوياما براي اين كار مكتب جديدي به نام «اوانجليسم»
عرضه كرد. مكتبي كه طرفداران او معتقدند عيسي ناصري خواهد آمد. فوكوياما به آنها توصيه
ميكند در فيلمهايشان هر چه را شيعيان دربارهي امام زمان ميگويند بر شخصيت عيسي
ناصري تطبيق دهند.
همچنين بايد تبليغات
گستردهاي را بر ضد مراجع و رهبران ديني شيعه صورت دهيم تا آنها مقبوليت خود را در
ميان مردم از دست بدهند. يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار كنيم موضوع فرهنگ عاشورا
و شهادتطلبي است كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را زنده نگه ميدارند
و ما تصميم گرفتيم با حمايتهاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلي
اينگونه مراسم عقايد و بنيانهاي شيعه و فرهنگ شهادتطلبي را سست و متزلزل كنيم و
مسايل انحرافي در آن بوجود آوريم بگونهاي كه شيعه يك جاهل خرافاتي در نظر آيد.
در مرحلهي بعد بايد
مطالب فراواني بر ضد مراجع شيعه جمعآوري شده و بوسيلهي مداحان و نويسندگان سودجو
انتشار دهيم و تا سال 1389 مرجعيت را كه سد راه اصلي اهداف ما هستند تضعيف و آنان را
بدست خود شيعيان و ديگر مذاهب اسلامي نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ
و مذهب بزنيم.
رسول اكرم " ص " وارد مدينه شد ، چشمش
به دو اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده
بود ، و هر دستهاي حلقهاي تشكيل داده سر
گرم كاري بودند : يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفن سرگرم بودند
، هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن
آنها مسرور و خرسند شد . به كساني كه همراهش بودند رو كرد و فرمود : " اين هر دو دسته كار نيك ميكنند و بر خير
و سعادتمند " . آنگاه جملهاي اضافه كرد : " لكن من براي تعليم و داناكردن فرستاده شدهام " ، پس خودش به طرف
همان دسته كه به كار تعليم و تعلم اشتغال
داشتند رفت ، و در حلقه آنها نشست
ما همان نسل جوانيم كه ثابت كرديم
در ره عشق جگردارتر از صد مرديم
هر زمان بوي خميني به سر افتد ما را
دور سيّد علي خامنه اي مي گرديم.
![]()
اهل معني براي خود از كربلا كفن نمي آورند
كتاب "قطعه 26" آماده است، مجله "نهِ ده" افتاد آن طرف سال
مجله "نهِ ده" كه تداعي كننده "9 دي" است، متاسفانه با وجود همه شب زنده داري ها افتاد آن طرف سال، بيست فروردين. كم كاري از من نبود، تيرها كاري بود. منظورم از "تير" نه فحش سبزها بود نه انتقاد منتقدين بلكه شايد "تير"، "تير سه شعبه تقدير" باشد. تيغ تقدير باز گلوي ما را نشانه گرفت. هر وقت مي خواهم براي شهدا مجله اي در بياورم آنچنان سختي ها دو چندان و بي معرفتي ها صد چندان مي شود كه حد و حساب ندارد. اين چند روز كه در اين "قطعه 26" نبودم يك سينه سخن بردم در آن "قطعه 26" و حالا كمي سبك تر شده ام. از ولايت دفاع نكني، متهم به خيانت به بي بصيرتي مي شوي. دفاع كني، متهم به بد دفاع كردن مي شوي. وبلاگ ات بازديد كننده نداشته باشد متهم به "كم شماري" مي شوي. پر بيننده باشد متهم به "جلوه نمايي" مي شوي. از "بالاترين" فحش بخوري، يك جور حرف مي زنند. ناسزا نشنوي، يك جور. چند وقت پيش اسمم را در "گوگل" سرچ كردم آمد؛ "حسين قدياني دلقك شماره يك رژيم با اين قيافه ... يش". دشمن خيال مي كند دارد به من فحش مي دهد من اما دلقك بودن در نظام مقدس جمهوري اسلامي را هم افتخار مي دانم و بسيار متاسفم كه چرا ثواب دلقك رژيم بودن در نظام مقدس جمهوري اسلامي در پرونده اعمالم ثبت نشده است.
ادامه http://ghadiani.blogfa.com /
اگر دل دليل است ....
سراپا اگر زرد پژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي ، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود ، ما ديده ايم
اگر خون دل بود ، ما خورده ايم
اگر دل دليل است ، آورده ايم
اگر داغ شرط است ، ما برده ايم
اگر دشنه ي دشمنان ، گردنيم !
اگر خنجر دوستان ، گرده ايم !
گواهي بخواهيد ، اينك گواه :
همين زخمهايي كه نشمرده ايم !
دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست عمري به سر برده ايم
قيصر امين پور